عطا ملك جوينى
46
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و زهرهء آن بود كه گردنكشى كنند و درين ميان كنارى پيدا نه كه من نجا برأسه فقد ريح « 1 » برخوانند و بيرون روند و پهلو ازين كار تهى كنند عاقبت سر بچنبر تقدير بيرون كردند و پاى از روزن تدبير بر كشيدند ، و ابن اللّبون اذا ما لزّ فى قرن * * لم يستطع صولة البزل القنا عيس « 2 » از غايت اضطرار نه بوجه « 3 » اختيار در مصاحبت « 4 » نوين به خدمت پادشاه روى زمين با سوارى چند معدود برفتند ، چندانك « 5 » نزديك اردو رسيدند از آن جماعت كه با ايشان بودند بيشتر را بداشتند و سلاحها باز گرفت « 6 » و قومى از امراى بدكنش « 7 » تباه كيش « 8 » را بىكيش و قربان 6 « 9 » فرمان شد تا هم در آن موضع در مصاحبت پادشاهزادگان نه نه « 10 » تكشميشى كردند و در اندرون اردو آمدند ، * يك دو روز « 11 » ازيشان هيچ نپرسيدند و صحيفهء بحث و تفحّص را سر به مهر گذاشتند تا روز سيّم كه بسعادت خرشيد از مشرق طالع « 12 » طلوع كرد نهار دولت مخالفان به مغرب ناكامى رسيد و بهار « 13 » عمر منافقان بخزان « 14 » كشيد باز جمعيّت كردند و
--> ( 1 ) انظر مجمع الأمثال فى باب الميم ج 2 ص 169 ، ( 2 ) من قصيدة لجرير مطلعها : حىّ الهدملة من ذات المواعيس * * فالحنو اصبح قفرا غير مأنوس انظر الأغانى ج 8 ص 179 ، و شواهد المغنى للسّيوطى فى شواهد ال طبع مصر ص 61 ، ( 3 ) آ : بوحود ، ( 4 ) ج افزوده : منكسار ، ( 5 ) كذا فى ه ح ، آ ب ج ز : چنانك ، د : چون ، ( 6 ) ب ( بتصحيح جديد ) ج د ز : باز گرفتند ، ه : باز گرفته ، ( 7 ) كذا فى ب ز ح آ ج د : كيش ، ه : اليش ( كذا ) ، ( 8 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : كيش ؟ ؟ ؟ ، ج : ندارد ، ( 9 ) كيش بمعنى تير دان است كه تركش نيز گويند و قربان بمعنى كماندان ، رجوع كنيد بحواشى آخر كتاب ، ( 10 ) كذا فى ب ( بتصحيح جديد ) د ز ، آ : يا ؟ ؟ ؟ نهنه ، ج : تا نه نه را ، ه : بايد ؟ ؟ ؟ ، ح : بابه ؟ ؟ ؟ انسان ؟ ؟ ؟ ( كذا - ) ، ( 11 ) د : يكى دو روز ، آ ج : دو روز ، ( 12 ) كذا فى آ ج ، باقى نسخ ندارند ، ( 13 ) آ : نهار ، ح : بهار ؟ ؟ ؟ ، ( 14 ) آ : بحرار ؟ ؟ ؟ ،